
غضنفر میره جوراب فروشی میگه جوراب می خوام ، فروشندهه میگه مردونه؟ غضنفر دست میده میگه :مردونه...
ادامه مطلب
تنهایی را دوست دارمبی دعوت می آید بی منت می ماندبی خبر نمی رود...
ادامه مطلب
کاش می دانستی و می فهمیدی که برای داشتنتدلی را به دریا زدمکه از آب واهمه داشت...
ادامه مطلب
قاضی: چرا با سر زدی توی صورت دوستت؟غضنفر: جناب قاضی! خودش خواست، هر وقت من را میدید، میگفت یک سری به ما بزن....
ادامه مطلب
درد دارد وقتینبودنت می آیدمی نشیند روی این شانه ها سنگين است...
ادامه مطلب